من خیس تر از این پلکام

من خیس تر از این پلکام که نمیشه هیچ رقم این وسط گیر کردم من شدم یه آدمی که دیگه حرف نمیزنم فقط میشنوم دیگه انتظاری ندارم نه از طرف تو نه از هیچ طرف فقط بدون روزایی که نیستی خیلی سخت میگزرن آره سخت میگزرن… من صبوری از بحر نبودم اصلا هنوزم هستم هنوزم همون آدم کبودو خستم هنوزم همونم که بارون دارم برات تو میکردی داغون با رفتارات آسون با افکارات اونم میشد آروم با اشعاراش درد اینه از اون خسته ترام اونایی که زوجن با دست نشون میدن فرد اینه ولی بسه.مرام حال نداری همه رو از سر باز کنی بال نداری ولی میخوای پرواز کنی سرسخت بودی الان سر راست شدی شکاک طوری که به نزدیکترین کسات وسواس شدی… کل شهرو گشتم پای پیاده …با پای پیاده واسه گم شدن که اینجا راه زیاده آره راه زیاده … من همه کوچهارو رفتم فهمیدم که همه آدما از سنگن بعد این شبا داره روز میادش میدونم روز میادش.. آسمونو باس آبیش کرد مثل ورقه که واسه پر کردن برعکس بغض که باید خالیش کرد همیشه تو زندگی دیدی که میگن این یکیو نمیشد کاریش کرد.. تنبلیایی که نجنگیده میبازنو میکنن ماس مالیش بد میکنی هوس جاده هراز گه گاهی که سلطوری تو بام فراز نه میگی چته نه میخوای دردو ولکنی نکنه تریپته نمیخوای اخمو ول کنی تا نیاد کسی قدیما نشه تکرار عشقم تو این مسیر بزورم نشه انداخت جوونم کالبدم !! از درون که سالخوردم هرچی دوایدم نرسیدم من کال مردم آدما از کنارم راحت رد میشدن منم زخمی شدم مار خوردم افعی شدم فهمیدم از این به بعد هرچی شد من احساساتمو ازمردم این شهر مخفی کنم کل شهرو گشتم پای پیاده …با پای پیاده واسه گم شدن که اینجا راه زیاده آره راه زیاده … من همه کوچهارو رفتم فهمیدم که همه آدما از سنگن بعد این شبا داره روز میادش میدونم روز میادش

  
نویسنده : کامی ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ امرداد ،۱۳٩۳
تگ ها : ماس مالی ، خیس ، پلک ، اخمو